السيد موسى الشبيري الزنجاني
4598
كتاب النكاح ( فارسى )
نظر استاد مد ظله به نظر مىرسد كلمه نكاح را بايد به همان معناى ظاهرش يعنى عقد حمل كنيم و اين تفسير خلاف ظاهر يعنى حمل آن بر وطى را مرتكب نشويم . يك شاهد اين مطلب هم تعبيرى است كه در ذيل اين جمله مىآيد و در تعابير فقها هم آمده اما صاحب جواهر به نظرش آمده كه اين تعبير درست نيست و لذا در شرحِ عبارت ، چيزى ضميمه كرده تا آن را تصحيح كند . تعبير شرايع اين است كه « و فى نكاح الشبهه تردّد اشبهه تنزيله على النكاح الصحيح » در اين عبارت ، كلمه نكاح متصف به صفت صحيح شده است ، در حالى كه بنا بر تفسير نكاح به وطى اين عبارت اشكال پيدا مىكند چون عقد نكاح مىتواند متصف به صحيح و فاسد شود اما متعارف نيست كه كلمهء به صرف اينكه كسى مرتكب خلاف شرع نشود يا بشود متصف به صحت و فساد شود ، بلكه وطى مىتواند به صفت جايز يا حرام متصف گردد . لذا صاحب جواهر عبارت را به نظر خودش اينطور اصلاح كرده : « الوطى الحاصل من العقد الصحيح » . اما به نظر ما اين بيان ايشان خيلى مستبعد است و ما بايد كلمه نكاح را به همان معنى ظاهرش يعنى عقد بگيريم . اما آن اشكالى كه باعث شده بود آقايان اين تفسير بعيد را مرتكب شوند يعنى اينكه عقد نكاح ملاك حكم نيست ، آن هم جوابش واضح است . در واقع همان جوابى را كه در تعابير مشابه اين تعبير كه در روايات و كلمات علماء وارد شده مطرح مىكنيم ، در اينجا هم مطرح مىكنيم . مثلًا در روايت براى بيان حد رضاع محرّم تعابيرى مثل « لبن امرأتك » و « لبن ولدك » وارد شده در حالى كه اين تعبيرها در مورد مملوكه شخص يا وطى به شبهه صدق نمىكند يا در عبارت شيخ رحمه الله تعبيرات مشابهى هست و توجيه اين مطلب همين است كه چون ناظر به بحث نكاح بودهاند اين تعابير مطرح شده ، اما بقيه موارد را نيز ملحق به زوجيت مىدانستهاند كه به ابواب ديگر مربوط مىشوند . از اين گذشته ، گفتيم قبل از فخر المحققين كسى را از فقهاء نديديم كه در اين مسأله ، وطى را موضوع قرار داده باشد ، فقط كيدرى در اصباح الشيعة عبارتى دارد